محمد حسينى همدانى نجفى

12

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

و عبارت از علم عنائى يعنى احاطه ربوبى باشياء على ما هى عليها بطور احاطه كليه دائميه ازليه است و از شئون ذات قدس كبريائى است نه بطور ارتسامى و حصولى كه به بعض از اكابر قدماء نسبت داده شده زيرا محتاج به محل بوده و باطل است بلكه از شئون قدس ربوبى بوده و خواهد بود و نيز مقتضاى صفت ربوبيت و قيوميت حق سبحانه مقتضى است كه به همه اشياء و موجودات امكانى علم ازلى داشته باشد و موجودات و اشياء مسطوره‌اى از آن مقام است . و مراد از علم حق سبحانه باشياء و موجودات علم اجمالى بسيط بنام علم عنايت بوحدته الذاتيه و نيز حضور معانى صفات و اسماء از جمله ماهيات كه نسبت آنها بوجود نسبت ماهيات بوجودات است گر چه ساحت قدس ربوبى منزه از حد و ماهيت است ولى بتناسب موجودات بقياس امكانى كه حد بشمار مىآيند بدين نظر معانى و صفات و اسماء كبريائى نيز بمنزله تعينات و مظاهر فيوضات الهى هستند و در موجود امكانى ماهيات موجود بوجود است ولى حق سبحانه وجود صرافت و بسيط و منزه از حد و ماهيت است ولى معانى صفات و اسماء تعينات ساحت قدس هستند اين بيان مرتبه عالى از اشياء غير متناهيه و متخالفه هستند كه بمنزله معانى اسماء و صفات و لوازم آنها كه بطور شهود حضور ذاتى دارند و مراد علم اجمالى بسيط و كمالى است كه از شئون علم و شهود ذاتى حق سبحانه مىباشند و از آن علم عنائى تعبير مىشود كه عبارت از احاطه علمى و شهودى بر اشياء و بر موجودات بطور احاطه كليه دائميه نه عارضى باينكه همه حضور ذاتى نسبت بمقام كبريائى دارند و بوحدته الذاتية القدسية بر آنها احاطه شهودى قيوميه داشته و دارد و نسبت آنها نسبت به حق سبحانه بمنزله تعينات علمى و شهودى خواهد بود در ذات ربوبى فقدان شىء از اشياء وجودى نخواهد بود هم چنان كه جهتى كه منافى با وجوب وجود باشد نخواهد بود و فقط سبب اعدام و امكان و نواقص است و وجود او علم بجميع اشياء است يعنى همه موجودات مورد شهود و حضور